به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، علی بهرامیان، عضو شورای عالی علمی مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی دراینباره گفت: نسخه خطی "تاریخ بلعمی"، ترجمه تاریخ طبری، تاریخنگاری قرن دوم و سوم هجری است که روایتکننده آن دوران بوده و به نوعی کار رسانههای امروزی را انجام میداد.
او ادامه داد: "تاریخ طبری" با توجه به مقام علمی محمد بن جریر طبری مولف این اثر، از هنگام تالیف مورد توجه قرار داشت و نخستین گام برای اقدام ترجمه آن به زبان فارسی بنابر ماخذ موجود، در دوران سامانیان و به قلم یا زیر نظر وزیر دانشمند سامانی ابوعلی محمد بن محمد بلعمی صورت گرفت.
بهرامیان همچنین بیان کرد: ارزشهای کتاب "تاریخ بلعمی" به ویژه از دید ما ایرانیان از چند منظر از تاریخ طبری هم بیشتر است. در درجه نخست به این دلیل که به لحاظ منابع و مآخذی که اغلب در حال حاضر در دست نیست، مورد توجه است و در برخی موارد اطلاعات و آگاهیهای بیشتری از تاریخ طبری به دست میدهد و دوم اینکه کتاب تاریخ بلعمی از نظر زبان فارسی ارزش خاص دارد.
او ادامه داد: درست است که در آغاز قصد ترجمه تاریخ طبری در نظر بود و البته اساس این کتاب هم روایات منقول در تاریخ طبری است، اما به هر حال، حاصل کار سرانجام کتابی متفاوت بود و جالب است که مؤلف "تاریخ بلعمی" در موارد بسیاری بر طبری خرده هم گرفته است. ارزش این اثر تاریخی در قسمتهای مربوط به ایران باستان اهمیت خاص دارد و از نظر احاطه بر روایات ملی ایران که شاهنامه ابومنصوری و بعد شاهنامه فردوسی بر آن اساس قرار داشت، بیاندازه مهم است. به ویژه که شماری از ماخذ آن در باب همین دوره، حتی بیرون از دایره رسمی و شناختهشده روایات ملی از ایران باستان قرار داشته، مانند آنچه در باب بهرام چوبینه آورده است.
بهرامیان تصریح کرد: کتاب "تاریخ بلعمی" که نسخهای از آن نیز در کتابخانه ملی نگهداری میشود باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و با اینکه تصحیحی از آن در دست است و جایگاه خود را دارد، برای تصحیح مجدد باید تمام نسخههای این کتاب در تمام کتابخانهها و کشورهای دیگر گردآوری شود.
او با اشاره به اینکه تصحیح کتاب تاریخ بلعمی بسیار دشوار است و حتی شاید بتوان دشواری آن را از جنبههایی با تصحیح شاهنامه مقایسه کرد، گفت: نسخههای خطی "بلعمی" فراوان است و توجه به این کتاب و نسخههای متفاوت آن از منظر تاریخ زبان فارسی هم در حوزه پژوهشی زبان فارسی بسیار مهم است.
بهرامیان درباره کتاب تاریخ طبری نیز گفت: تاریخ طبری علیرغم شهرت چشمگیر آن، هنوز چنانکه باید شناخته نشده است و هنوز جای تحقیق بسیار دارد.
او ادامه داد: محمد بن جریر طبری به عنوان فقیه و مفسر و عالم آملی، در زمان خود سنتهای شناختهشده تاریخنگاری قبل از خود را در این کتاب گرد آورد و باید آن را یکی از مهمترین منابع برای شناخت سنتهای تاریخنگاری در دو سده پیش از طبری تلقی کرد.
بهرامیان تصریح کرد: البته در استناد به تاریخ طبری باید دقت کرد، به ویژه از این جهت که طبری در نقل و ثبت اخبار و روایات به چه منابعی ارجاع میدهد و آیا در آن روایات دخل و تصرف میکند یا نه؟ و اساسا چه راههایی برای نقد روایات طبری باید در پیش گرفت. بدیهی است که محققان مسلط بر زبان عربی بهتر میتوانند از کتاب تاریخ طبری استفاده کنند.
او خاطرنشان کرد: از طرف دیگر، "تاریخ طبری" سنت تاریخنگاری و تاریخنگری ایرانیان را هم حفظ کرد. روایات طبری در این کتاب هرچه به وقایع دوران خود نزدیک میشود، از تنوع کمتری برخوردار است و گاه به نظر میرسد به نحوی به اسناد خلافت دوران بنیعباس دسترسی داشته است، مثلا در ماجرای "بابک خرمدین" به روایت یک شاهد عینی استناد میکند که کاملا جنبه گزارشی دارد و معلوم است که راوی قصد روایت گزارش جزییات حوادث به یک مقام مافوق را داشته و جالب است که طبری علیرغم شیوه خود در این کتاب، به نام این منبع اشارهای نکرده است. اگر این روایت را یک گزارش رسمی تلقی کنیم، آنگاه دسترسی طبری به آن جالب خواهد بود.