۱۳۹۳ شنبه ۳ آبان - ١/١/١٤٣٦ - Saturday, October 25, 2014 - ساعت 12:54 عصر
آرشیو خبرتجسمی کد مطلب: 18356     
آنچه درباره بزرگترین مجسمه‌ساز خودآموخته باید بدانید

سهم مش اسماعیل در فضای آکادمیک مجسمه‌سازی/او افتخار نازی‌آباد بود

سی‌ویکمین نشست تخصصی نگارخانه برگ به بزرگداشت توکل اسماعیلی ملقب به ˝مش اسماعیل˝ هنرمند مجسمه‌ساز ایرانی اختصاص داشت که با سخنرانی پرویز کلانتری، مجید عبدالحسینی راد، عباس مشهدی زاده و محمد حسن حامدی همراه بود.
۱۳۹۱ چهارشنبه ۴ بهمن ساعت 12:34

به گزارش خبرنگار تجسمی هنرآنلاین؛ در ابتدای این مراسم محمد حسن حامدی مدیر مسئول نشریه تخصصی تندیس گفت: مش اسماعیل هنرمند بزرگی است که براساس ذوق و قریحه خود کارستانی در هنر معاصر ایران و جهان رقم زد که با گذشت زمان ارزش و اهمیت کار او شناخته خواهد شد.

به گفته حامدی هنر مش اسماعیل هنری بود که تمام اقشار جامعه را جذب خود کرد و سفارش دهنده آثار او از اقشار طبقه پایین جامعه تا رده‌های بالای سیاسی کشور بودند. او هنرمند صاحب سبک و بزرگی بود که امروزه همه مجسمه‌سازان و کسانی که حضور او را در زندگی شان درک کرده‌اند از او به نیکی یاد می‌کنند.

حامدی همچنین درباره پیشنهاد حسینی‌راد جهت انتشار کتابی از آثار مش اسماعیل گفت: یادم است پیش از این دوستان فرهنگستان هنر قصد داشتند چنین کاری کنند و علیرضا اسماعیلی و مسعود ناصری در همان سال‌ها شروع به جمع‌آوری عکس‌ها و آثار مش اسماعیل کردند تا آرشیوی درست کنند و کتابی منتشر کنند اما بعدها به دلیل تغییر و تحولات فرهنگستان و مشکلات کاغذ تا حدودی چاپ این کتاب منتفی شد که ما پیشنهاد دادیم مجددا کار را کلید بزنند و بتوانیم عکس‌ها و اطلاعات بیشتری جمع آوری کنیم و اگر امکانش فراهم شد در نشر پیکره چاپ کنیم که امیدوارم هرچه زودتر این اتفاق بیفتد.

به گفته حامدی همچنین مجموعه اسناد سخنرانی و عکس های بزرگداشت مش اسماعیل درقالب چهارمین جلد کتاب برگ هایی از پژوهش منتشر خواهد شد.

کلانتری:قطار زندگی من و مش اسماعیل در دانشکده هنرهای زیبا با هم تلاقی کرد

پرویزکلانتری هم با بیان این مطلب که قطار زندگی او و مش اسماعیل در دانشکده هنرهای زیبا با هم تلاقی کرده است؛ گفت من در آن زمان از سوی رئیس دانشکده هنرهای زیبا دعوت شده بودم تا به دانشجویان رشته معماری طراحی درس بدهم و در آن مقطع تاریخی تازه پاییز تناولی از آمریکا به ایران بازگشته بود و آستین‌هایش را بالا زده بود تا کوره سرامیک دانشکده را راه اندازی کند.

وی با اشاره به تاسیس دانشکده هنرهای زیبا درسال 1319 گفت: زمانی که دانشکده هنرهای زیبا طراحی و راه‌اندازی شد از همان آغاز رشته مجسمه‌سازی در این دانشکده راه اندازی شد و مسولیت این بخش به ابوالحسن صدیقی سپرده شد، اما هرگز او به این دانشکده پایش را نگذاشت. اما بازگشت تناولی به ایران دانشکده هنرهای زیبا سرو سامان پیدا کرد.

این نقاش پیشکسوت ادامه داد: با راه اندازی رشته مجسمه‌سازی، مش اسماعیل هم به عنوان مستخدم درکارگاه مجسمه‌سازی فعال شد و او گل رس را برای دانشجویان فراهم می‌کرد و به آن‌ها سرویس می‌داد. حتی زمانی که من می‌خواستم نقاشی‌های کاه گلی‌ام را کار کنم؛ مش اسماعیل گل را برای من آماده می‌کرد. اما یک روز یکی دیگر از مستخدمان دانشکده به هوشنگ سیحون رئیس دانشکده هنرهای زیبا شماتت او را کرد که او گل و وسائل مجسمه‌سازی را هدر می‌دهد؛ زمانی که سیحون و تنی چند از استادان به زیر زمین کارگاه مجسمه‌سازی رفتند با مجسمه زئوس ساخته مش اسماعیل روبرو شدند و همان روز سمت او را به عنوان دستیار استاد مجسمه‌سازی ترفیع دادند.

به گفته کلانتری مش اسماعیل در محضر استاد بزرگی چون پرویز تناولی جوشکاری و مجسمه‌سازی را فرا گرفت و زمانی که تناولی علاقه او را به مجسمه‌سازی دید؛ مش اسماعیل را از نظر آموزش تحت حمایت خود قرار داد.

کلانتری با اشاره به تفاوت دانشجویان هنری با سایر رشته‌ها گفت: دانشجویان و استادان دانشکده هنرهای زیبا هم به گونه‌ای افراد طنازی بودند و این طنازی در ابعاد مختلف زندگی آنها جریان داشت اگرهنرمند یا دانشجویی اهل طنز نبود، اسباب خنده و شوخی همگان را فراهم می‌کرد؛ البته این جماعت به هیچ وجه با ابتذال هم کنار نمی‌آید و این از دیگرنکاتی است که باید در آن سال‌ها مرور کرد.

به گفته این نقاش پیشکسوت؛ مش اسماعیل هم درچنین فضایی نفس می کشید او مستخدم دانشکده نبود و جزیی از خانواده هنرهای زیبا محسوب می‌شد؛ او درظاهرخودش را انسان ساده‌ای نشان می‌داد اما هربار که در جمع دانشجویان طناز هنرهای زیبا بود و آن‌ها فکر می‌کردند با طنازی او را دست انداخته‌اند؛ اما دست آخرمتوجه می‌شدند که خودشان سرکار هستند، درواقع مش اسماعیل با این که درس نخوانده بود و دانشگاه نرفته اما اهل بخیه بود.گویی او از عبید زاکانی همشهری طنز و طنازی را به ارث برده بود.

نیچه نگو،مش اسماعیل

این نقاش پیشکسوت با بیان این مطلب که درجوانی خودش برای نشریاتی چون بابا شمل طراحی طنز می‌کشده است گفت: طنز یکی از پارامترهایی است که هنرمند باید داشته باشد و عنصر طنز را به خوبی می‌توانیم در آثار مش اسماعیل ببینیم.

کلانتری با اشاره به دلایل نوشتن کتاب "نیچه نگو فقط مش اسماعیل" گفت: یک روز به مش اسماعیل گفتم چقدر شبیه نیچه هستی او هم که نیچه را نمی‌شناخت سوال کرد مگر او مجسمه‌ساز است یا من را می‌شناسد؟ یا من شبیه او هستم؟ اما به او گفتم که نیچه بزرگترین فیلسوف جهان است و عکسش را هم به مش اسماعیل نشان دادم اما هرچه نگاه می‌کرد کمتر شباهتی میان خودش و او سبیل نیچه می‌دید و می‌خواست بفهمد که چه چیزی باعث شده من بگویم تو شبیه نیچه هستی. همین کار باعث شد که بعدها این داستان واره را درباره مش اسماعیل بنویسم.

کلانتری همچنین با گلایه از مدیران شهرداری وبا طرح یک درخواست گفت: اگراشتباه نکنم مش اسماعیل در محله نازی آباد زندگی می‌کرد و هم محلی‌هایش خیلی به او افتخار می‌کردند که هر روز عکسش در یکی از روزنامه‌ها چاپ می‌شد پس چرا مدیران شهرداری نباید محله نازی آباد را مثلا به اسماعیل آباد تغییر نام دهند و یا کارهای مش اسماعیل را در محله‌اش نصب کنند؟ چرا ما قدر بزرگانی را که سرشان به تنشان می‌ارزد نمی‌دایم؟

وی با اشاره به شاهکار مش اسماعیل که همان مجسمه رستم و دیو سپید است که در میدان استادیوم آزادی نصب شده است، گفت: در حال حاضر این مجسمه در استادیوم آزادی نصب شده و به زعم من یکی از مدرن‌ترین کارهای مش اسماعیل است؛ اما وقتی ازاو پرسیدیم تو که مدرسه نرفته ای از کجا داستان رستم و دیو را می دانی، او گفت: از نقال قهوه خانه شنیده‌ام و این نکته نشان می‌هد که حکیم طوس چقدر شعرش توانایی داشته است و توسط نقالان به وسیله نقالان به نسل‌های مختلف منتقل شده است.پس چه باک که مش اسماعیل نیچه را نشناسد اما چه خوب که او هم دریک قاب قرار می‌گیرد.

کلانتری گفت: اگرقراربود که صدیقی رستم و دیو سفید را بسازد؛ مجسمه اش زبان دیگری داشت و چون مش اسماعیل آناتومی را نمی‌شناخت؛ این عدم شناخت موجب شد که مجسمه او در شمار آثار ارزنده مدرن قرار گیرد.

یادی از ابوالحسن خان صدیقی

محمد حسن حامدی هم در ادامه نشست در پاسخ به پرسش پرویز کلانتری که چرا ابوالحسن صدیقی پایش را هرگز به دانشکده هنرهای زیبا نگذاشت گفت: با بررسی آثاری که صدیقی ساخته است به خوبی می توان به این پرسش پاسخ داد او در تمام این مدت از سوی دولت ایران مامور بود که مجسمه‌های بزرگان و افراد تاثیر گذار را در کشور ایتالیا که از سنگ و امکانات خوب ریخته گری برخوردار بود بسازد. همین موضوع دیگر برای او فرصتی نمی‌گذاشت که بخواهد در دانشکده هنرهای زیبا مجسمه‌سازی را فعال کند.

وی با بیان این مطلب که اگر مجسمه فردوسی، امیرکبیر، نادر شاه و مجسمه های قدرتمند و متعددی که در تهران و شهرهای ما از ابوالحسن صدیقی نصب شده اند، همه نشان از اهمیت و تاثیر گذاری صدیقی و نقش مهم او در مجسمه سازی ایران است.

به گفته مدیر مسوول دو هفته نامه تندیس؛ هنوز که هنوز است هیچ مجسمه ساز ایرانی توان این را ندارد که از یک تکه سنگ مجسمه‌ای با عظمت فردوسی بسازد.

حسینی راد:مش اسماعیل با فرهنگ شفاهی ما ارتباط قوی داشت

عبدالمجید حسینی راد مدرس مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبا گفت: من هم مثل بسیاری از آنهایی که مش اسماعیل را می‌شناختند، از دوره دانشجویی و در دانشکده هنرهای زیبا با او آشنا شدم. درک حضور مش اسماعیل در دانشکده هنرهای زیبا یکی از شانس‌هایی بود که نصیب چند نسل از هنرمندان مجسمه ساز ما شده است و بیشتر مجسمه سازان به دلیل درک حضور مش اسماعیل برخود می‌بالند. حتی این شانس پس از انقلاب نصیب گروهی از دانشجویانش شد چرا که پس از از گشایش دانشگاه و خلا عدم حضور مش اسماعیل در دانشگاه، او دوباره به دانشکده بازگشت.

به گفته این مدرس دانشگاه؛ پس از گشایش دانشگاه ها؛ رشته مجسمه سازی تعطیل شد اما نقاشان و طراحان از کارگاه مجسمه سازی استفاده می‌کردند و حتی برخی دانشجویان قدیمی به آتلیه دانشکده می آمدند و کار می‌کردند.

او ادامه داد: دانشجویان قدیمی رشته مجسمه‌سازی نیز بعد از انقلاب فرهنگی همچنان حضور داشتند و آتلیه مجسمه‌سازی برای آنها مثل خانه‌ای بود که از صبح تا بعد از ظهر در آنجا کار و زندگی می‌کردند. ما هم که دانشجویان جدیدتری بودیم بعضی اوقات در این محفل صمیمانه با آنها محاوره داشتیم و علاوه براساتید و دانشجویان مجسمه‌سازی فردی به اسم مش اسماعیل هم چابک و پر انرژی در این مجموعه مشغول بود و کارگاه مجسمه‌سازی را سر و سامان می‌داد. حتی سوالات ما را که تازه کار بودیم جوابگو بود.

حسینی راد همچنین از حضور فرد دیگری با نام نیت علی در گروه مجسمه سازی خبر داد و گفت: نیت علی در زیر زمین آتلیه مشغول بود یا گل آماده می‌کرد و یا بعد ازظهری که بچه‌ها کارها را جمع می‌کردند به تمیز کردن آتلیه می‌پرداخت و او اصلا هم فارسی حرف نمی‌زد؛ اما همزمان با مش اسماعیل کار در هنرهای زیبا را آغاز کرده بود و احترام زیادی هم برای او قائل بود. بعدها که من در سالهای 75 برای تدریس به هنرهای زیبا آمدم مش اسماعیل فوت شده بود اما نیت علی همچنان آنجا حضور داشت.

وی افزود:ما بیشتر ما مش اسماعیل را با مجسمه‌های فلزی می‌شناسیم اما در همان سال‌های ورود به دانشگاه که با عنوان مستخدم مشغول به کار بود کار مجسمه‌های سفالی را هم انجام می‌داد اما در حوزه مجسمه‌های فلزی با مفتول، تکه‌های ورق آهن، زائده‌های کار دیگران آثاری می‌ساخت و شیوه خاصی برای خودش داشت که از بافت جوشکاری خیلی خوبی استفاده می‌کرد و این بافت و حالت ساده فرم‌هایش در کنار تجسمی که از پیکره‌ها داشت به زعم من ناشی از ارتباط شفاهی ناخودآگاه او با هنر قدیمی ایران بود.

این پژوهشگر و محقق هنر با اشاره به اهمیت بازخوانی آثار هنرمندان در مقاطع زمانی مختلف گفت: کارهای برخی از هنرمندان و خودشان مدتی پس از مرگ آنها بنا به نیاز فرهنگی و هنری و یا به یک بهانه، دوباره بازخوانی می‌شود و این اتفاق یک نوع زندگی دوباره هنرمند و آثارش در جایگاهی است که خودش دیگر حضور ندارد.

به اعتقاد حسینی راد، خیلی از منتقدان نظریه پردازان تلاش کردند تا در آثار دیگر هنرمندان و کارهایشان پی به کشف راز هنر آن‌ها و ناگفته‌هایشان ببرند. در میان این همه جریان نظریه پردازی هم مسائل ناگفته‌ای در آثار هنرمندان بازخوانی می‌شود که شاید در زمان حیاتشان کشف نشده بود و گاه این بازخوانی بسیارسخت است و گوش دل حساسی می‌خواهد تا ناگفته‌های هنرمندان را از دل کارهایشان بشنویم که یا خیلی سخت شنیده می‌شود یا متفاوت است و یا اصلا شنیده نمی‌شود.

این هنرمند نقاش با اشاره به اینکه در هر دوره برداشت متفاوتی از کار هنرمندان صورت می‌گیرد گفت: بر خلاف این دسته یک گروه دیگر از هنرمندان هستند که ارتباط با آثار آنها خیلی راحت‌تر برقرار می‌شود و به زعم بنده مش اسماعیل جزو این دسته است که کارها و مفاهیم آثارش توسط تعداد زیادی از مخاطبان عمومی و همچنین نخبگان و روشنفکران شنیده می‌شود و سخن کارهای او را می‌توان به راحتی شناخت و تحت عنوان هنرعمومی که محصول موزه‌ها و یا مجموعه‌های خاص نیستند ارزیابی کرد.

حسینی راد یکی از ویژگی‌های مهم آثار مش اسماعیل را در این دانست که مخاطبانش از قشرهای مختلف کارهای او را می‌بینند و حرفهای او از سوی همگان شنیده می‌شود.

اوگفت: مش اسماعیل در گروهی قرار داشت که سفارش دهندگانی از همه اقشار علاقه داشتند کاری از او داشته باشند و از این جهت هنرش روشنفکرانه نبود؛ بلکه در گروه هنرهای عمومی شناخته می‌شد و این خصوصیت و پیچیدگی که درقالب پیکره‌هایش شکل می‌گرفت ناشی ازیک خصوصیت ذوق فکری بود که دراین شخصیت شکل گرفته بود.

او با مرور خاطراتی که مش اسماعیل از علاقه خودش به مجسمه‌سازی و هنر تعریف کرده بود، گفت: در زمان کودکی پدر مش اسماعیل کارگاه مس‌گری داشت و او با خرده‌های مس کبوتر و پیکره می‌ساخت. در واقع وقتی این تکه‌های فلز را نگاه می‌کرد در آن سنگ معدن نمی‌دید اما یک پیکره را می‌توانست تشخیص بدهد. خودش می ‌گفت پدرم علاقه داشت که من کار او را ادامه دهم به همین دلیل خرده‌های مس را به من می‌داد تا چیزی بسازم.

اما وقتی پرنده‌ها و پیکره‌هایم را می‌دید با خشم می‌گفت این چیست و یک چوب می زد به سرم و می گفت برو پی کارت. همین هم شد که بالاخره در سال 42 گذر مش اسماعیل به دانشکده‌ هنرهای زیبا افتاد و به تدریج با دانشجویان و اساتید مجسمه سازی  آشنا شد. در واقع دقت، تقدیر و سرنوشت او را به این کار کشاند و سرنوشت اش به گونه ای رقم خورد که حتی در کودکی هم خوابش را نمی دید.

حسینی راد با اشاره به فضایی که مش اسماعیل مجسمه ساز شد گفت: او در فضایی قرار گرفت که به تدریج پایش را به محافل هنرمندانه کشاند و گالری‌هایی که پیشروترین آثار هنری را نمایش می‌دادند میزبان کارهای او شدند. این اتفاق نشان می‌داد که مش اسماعیل چگونه توانسته درآن محافل جای خود را پیدا کند.

به گفته او؛ مش اسماعیل از جمله هنرمندان خودآموخته یا "نائیو" است. نائیو به هنرمندانی گفته می‌شود که هیچ آموزش مدرسه‌ای ندیده‌اند در حالی که مش اسماعیل زیرنظر اساتید مجسمه‌سازی و دانشجویان این رشته تجارب برجسته‌ خود را پیدا می‌کند. در واقع این گونه نبود که او آموزش دیده نباشد اما به واقع یک هنرمند خود آموخته بود که همراه با ذوق فطری‌اش توانست مثل یک هنرمند پیشرو آموزش‌هایی را که دیده بود به عنوان یک هنرمند ثبت کند.

حسینی راد؛ محمود زنگنه را جزو هنرمندانی عنوان کرد که آموزش آکادمیک ندیده بوده؛ اما در ارتباط با هنرمندان به شکل حرفه‌ای هنر را تجربه کرد و درشمارهنرمندان مطرح زمانه خود قرار می‌گیرد. اما مش اسماعیل هنرمندی خود آموخته بود که تلاش کرد بیاموزد و بشناسد و به همین واسطه با بحث کردن و شناخت توانست در سطح حرفه‌ای و مقبول جامعه هنری از پایین ترین سطوح تا روشن فکرترین آنها مقبولیت پیدا کند.

مش اسماعیل موضوعاتش را از اجتماع می‌گرفت

او درباره موضوع مجسمه های مش اسماعیل گفت: همه ما مش اسماعیل را با پیکره‌های "بز"هایش می‌شناسیم و حق هم همین است زیرا خلاقانه ترین کارهایش در همین مجموعه شکل گرفت اما در عین حال مضامین متعددی را با ساختارهای شکلی مختلف خلق کرده است. از جمله رستم و دیو سپید، پیکره‌های زن، قالی فروشان ترکمن و مجسمه‌های درویش. او در واقع موضوعات اش را از جامعه می گرفت. در جامعه هنری ایران از سالهای 1310 تا این موضوع در آثار هنرمندان متعددی چون عباس کاتوزیان و جعفر پتگردیده می شود.

به گفته حسینی راد؛ مش اسماعیل پس از انقلاب به جبهه رفت و یک سال مداوم در جبهه بود او به واسطه حضور در جنگ تحمیلی مجسمه‌هایی همچون خانواده شهدا، رزمندان، زنان جنگ زده و نمونه‌هایی از این دست را ساخت که نشان می‌دهد نسبت به آنچه در دنیای پیرامونش می‌گذشت به شدت واکنش دارد و کارهایش را با الهام از این فضاها می‌سازد.

وی افزود: مش اسماعیل هنرمندی است که بسیار روشنفکرانه با مضامین عام دست به خلق اثر می‌زند. در واقع نسبت به مسائل پیرامونش هنرمندی است که با موضوعات اجتماعی، تاریخی، افسانه‌ای، بومی و سنتی ایران که ریشه در تاریخ این مرز و بوم دارد، رابطه برقرار کرده است.

حسینی راد همچنین با تحلیل مجموعه "بز"مش اسماعیل گفت: این آثارصرفا آن چیزی نیست که دردوران کودکی‌اش دیده بود بلکه به لحاظ فرم، "بز"هایی با موهای فردار و بلند و گوش‌هایی آویزان است که بافت جوشکاری یک فرم هارمونیک را به مخاطب القا می‌کند و این همان چیزی است که در تاریخ سرزمین ما ماندگار است. از این جهت می‌توان گفت که مضامین و موضوعات کارهای مش اسماعیل بسیار متنوع و صمیمانه و در ارتباط با آن چیزی است که در زندگی و خاطرات تاریخی او می‌گذشت و از این جهت زیباترین و خلاقانه ترین کارهایش را می‌توان در این مجموعه "بز" ها مشاهده کرد.

حسینی راد در ادامه با ارزیابی نقش مش اسماعیل در مجسمه سازی سال‌های بعد از انقلاب گفت: بعد از انقلاب این رشته به دلیل نظر برخی از علما تعطیل شد اما در سوی دیگر ما مجسمه سازانی همچون مش اسماعیل را داشتیم که یک مسلمان تمام عیار بود و همچنان در سال‌های بعد از انقلاب هم آثارش را نمایش می‌داد.در آن شرایط که بسیار حساس بود یکی از افراد تاثیرگذار مش اسماعیل بود که بعد از سفر مکه مجسمه رمی جمرات را ساخت و کارهای او به کرات نمایش داده شد و شخصیتش به عنوان یک مجسمه ساز مطرح بود.

به گفته این پژوهشگر کارهای مش اسماعیل به هیچ عنوان کاملا فگوراتیو نبود و این نکته همان سر رشته نادیدنی ارتباطش با هنر قدیم ایران بود که مجسمه‌هایش بیشتر یک فرم را نشان می‌داد و به همین دلیل به صورت ناخودآگاه با گذشته‌های دورارتباط برقرارمی‌کرد.همچنین مجسمه های او به هیچ وجه طبیعت گرایانه نیست.

این مدرس دانشکده هنرهای زیبا با تاکید بر این نکته که جا دارد یک بار دیگر شخصیت هنری مش اسماعیل بازخوانی شود، گفت: نه صرفا به عنوان کسی که تحت عنوان یک اسم ماندگار شده بلکه به عنوان یک هنرمند تاثیرگذار باید اثار و جایگاه مش اسماعیل را بازخوانی کنیم چه بسا که امروز یکی از "بز" های او درست مقابل آتلیه مجسمه سازی نصب است و این محوطه به میدان "بز" معروف است.

حسینی راد با انتقاد از مسولان گفت: فکر می‌کنم حق مش اسماعیل باشد که کتاب آثارش که متاسفانه به شدت در حال پراکنده شدن، کم شدن و یا فراموش شدن است منتشر شود و صاحب نظران و دوستان تحلیل‌ و خاطرات خود را در این زمینه بنویسند و در این صورت می‌توان گفت که یکی از هنرمندان معاصر ما بیشتر شناخته می‌شود.

مشهدی زاده با اشاره به سخنان عبدالمجید حسینی راد و نکاتی که درباره مش اسماعیل مطرح کرده بود، گفت: به زعم من همانطور که دکتر حسینی راد اشاره کرد مش اسماعیل با حرف پدرش پی کارش رفت اما نسل‌های بعد شاهد آثار خلاقانه او بودند. به طوری که از دهه 20 که دانشکده هنرهای زیبا باز شد، تا به امروز که چندین دهه از آن سال‌ها می‌گذرد میدان "بز" مش اسماعیل هنوز وجود دارد و شاید خیلی‌ها هم ندانند که یکی از کارکنان آتلیه مجسمه سازی که اتفاقا درس هم نخوانده این "بز" را ساخته است.

مهشدی زاده در پایان سخنانش گفت: دهه 40 برای سرزمین ما دهه‌ای هنگفت و آکنده از آورده‌های هنری بود به طوری که ما در رشته‌های موسیقی، تئاتر، هنرهای تزئینی، سقاخانه، معماری و حتی ادبیات روزگار پر توانی را مشاهده کردیم که در کارنامه آن‌ سالها مش اسماعیل هم یکی از گل‌هایی بود که شناختیم.

دراین مراسم فیلم مستندی براساس آثارمش اسماعیل و سخنان بزرگان تجسمی ایران درباره این مجسمه ساز که توسط هومن حسنی ساخته شده است؛ پخش شد. در این فیلم فرزندان مش اسماعیل، محمد، علی و یاسمن و طاهر شیخ الحمایی و پرویز کلانتری درباره آثار او سخن گفتند.

نمایشگاهی از آثاراو نیز در نگارخانه برگ برپا خواهد شد که این نمایشگاه تا 11 بهمن ماه ادامه خواهد داشت.

توکل اسماعیلی در سال 1302 در قزوین متولد شد و با مستخدمی در کارگاه مجسمه‌سازی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توانست تجربه‌های مفیدی به دست آورد و درمدت کوتاهی کار در این رشته را آغاز کند.

کارهای او که بعدها به "مش اسماعیل" معروف شد، بیشتر با مفتول آهنی و جوشکاری اجرا می‌شد و به دلیل مهارت و ذوقی که داشت در کارگاه مجسمه‌سازی به دانشجوبان دانشکده نیز تعلیم می‌داد، گرچه رسما از هیات علمی یا مربیان دانشکده نبود.
آثار مش اسماعیل در دهه ۱۳۵۰ با استقبال روبرو شد و مجموعه‌داران آثارش را ‌خریدند و در گالری‌های مشهور ایران و جهان نیز به نمایش درآمد.

مجسمه‌های او امروزه در پارک‌های بزرگ تهران دیده می‌شوند. مش اسماعیل سرانجام در روز هشتم آبان ماه سال 1373 در تنهایی و در خانه ای استیجاری پس از یک دوره طولانی ابتلا به بیماری سرطان درتهران درگذشت.

این سرنوشت مردی است که در سال اول انقلاب، هدایای تقدیمی شاه شامل سند خانه و زمین و چک هایی با مبالغ بالا را به آتش کشید و بعد از انقلاب هم بخش بزرگی از درآمد خود را صرف امور خیریه کرد تا جایی که خانواده هم از آنها اطلاعاتی نداشت.

انتهای پیام/

32/31 مریم آموسا

 

 





نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی:

 


صفحه اصلی |تماس با ما| درباره ما | نسخه تلکس|RSS| عناوین کل اخبار |پیوندها